كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
781
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
و آن حضرت پيش از فتح قلعه فرموده بود كه تهديدنامه به اهل قلعه نويسند و ايشان را از صدمات قهر ترسانند و بر زبان قلم منشى جريان يافته بود كه ما را با ترمشيرين چه نسبت است و چون نامه را به عرض رسانيدند خاطر همايون از استعمال آن كلمه متغيّر شده بر زبان ادب راند كه ترمشيرين خان بر ما سابق وفايق است « 1 » و ، با آنكه فتح آن قلعه ترمشيرين خان را ميسّر نشده بود و فوجى از سپاه بىكران صاحبقران به يك زمان گشود ، در مقام ادب به چنين اداى كلام قيام نمود و به حقيقت از فوايد ضبط تاريخ امثال اين لطايف است كه با چنان رفعت منزلت و بسطت مملكت حسن تواضع و ادب آن پادشاه عالى رتبت تغييرپذير نگشت . نظم تكيه بر جاى بزرگان نتوان زد به گزاف * مگر اسباب بزرگى همه آماده كنى ذكر غزوى كه حضرت صاحبقران را با گبركان كه در كشتيها بودند واقع شد حضرت صاحبقران در غرهء جمادى الأولى كه فتح قلعهء ميرت فرمود ، امير جهانشاه را با لشكر جوانغار تعيين نمود كه از آب جون گذشته به تاخت اطراف درياى گنگ متوجه بالاآب شود و امير شيخ نور الدين را به ضبط [ آغرق بازداشت كه از كنار آب قراسو عزيمت نمايد و رايات همايون به جانب درياى گنگ كه از ] « 2 » ميرت تا آنجا دوازده گروه بود روان شد و در اثناى راه امير سليمانشاه به موكب ظفر قرين پيوست و نهم ماه وقت طلوع آفتاب لشكر منصور به فيروزپور رسيد و گذرگاه جسته چاشتگاه پيدا شد . امّا پاياب نداشت . امرا از خطر دريا انديشيده التماس
--> ( 1 ) . حاشيهء نسخهء ف : « اين كلام با كلام سابق منافات تمام دارد . » ( 2 ) . ك ندارد .